تبليغاتX
عشاق ایرونی
تا عاقل دليلي براي خنديدن پيدا كند, ديوانه هزار بار خنديده است....
هیچ میدونی روز عشاق ایرونی چه روزیه؟
مطمئنم که روز والنتاین به گوشت خورده و حتی قضیه اش را هم میدونی اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است.دوست داری بیشتر بدونی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 11:53  توسط ویدا | 
روز عشاق ایرونی روز تولد منه.

این روز برای من و شما مبارک

 من زاده روز عشق    عاشق عشق     و زنده با عشقم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:12  توسط ویدا | 

 

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه

بود.ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد

زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش

بریز..

وای خدای من، خیلی درست کردی ... حالا برش

گردون ... زود باش.

باید بیشتر کره بریزی ... وای خدای من از کجا باید کره

بیشتر بیاریم؟؟ دارن می‌سوزن. مواظب باش. گفتم

مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من

گوش نمی‌کنی ... هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش!

دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته

بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک.....

 

زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی

برات افتاده؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ

ساده درست کنم؟


شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی

دارم رانندگی می‌کنم، چه احساسی دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:20  توسط ویدا | 

زن خوب مثل دايناسور مي مونه كه نسلش

منقرض شده

ولي مرد خوب مثل سيمرغ مي مونه كه از اول يه

افسانه بوده!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:12  توسط ویدا | 

مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي كنند

 

بر اثر كمبود حوصله طلاق مي دن

ولي نكته جالب اينه كه بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي كنند !!!! ؟؟؟؟


بيشتر مردان موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و

زن دومشون رو مديون موفقيت شون!!!!!! ؟؟؟؟؟

 


مرد اولي: امان از دست اين زنها!؟ زنم تمام دارائيمو برداشت و رفت!

دومي: خوش به حالت! زن من تمام دارائي مو برداشت و نرفت !!!! ؟؟؟؟؟

 


زن به شوهر: من احمق بودم كه باهات ازدواج كردم!

مرد: عزيزم چرا عصباني مي شي! خب من هم عاشقت بودم اينو

نفهميدم !!!! ؟؟؟؟؟

 


فرق پير دختر با پير پسر:

  اولي موفق نشده ازدواج كنه

ولي دومي موفق شده ازدواج نكنه !!! ؟؟؟

 


يه ضرب المثل آموزنده هست كه مي گه:

مردن براي زني كه عاشقشي از زندگي باهاش آسون تره !!!!! ؟؟؟؟؟؟

 


مرد به زن: عزيزم ممنونم ازت! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي!

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

 


زماني كه يك زن كه با مردي ازدواج مي كند انتظار دارد كه او تغيير كند ولي

اينگونه نمي شود

زماني كه يك مرد با زني ازدواج مي كند مطمئن است كه آن زن تغيير نمي

كند و اينگونه مي شود

 


يك زن در بحث حرف آخر را مي زند

بعد از آن، هر حرفي كه مرد بزند، شروع يك بحث جديد است

نوشته های دوست عزیز، محسن

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:11  توسط ویدا | 

بدون شرح

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و

مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو

مختار به داشتن چهار همسرهستي ....    براي ازدواجش ــ در هر سني ـ

اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني

ازدواج كني ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و

تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...او درد مي كشد و تو نگراني كه

كودك دختر نباشد .... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي

را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر .....

 ارسال از قدرت عزیز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:10  توسط ویدا | 
 

قوانين طلائي همسرداري (براي مردان) :

قانون اول: بايد زني داشته باشيد كه در كارهاي خانه مثل آشپزي،

تميزكاري، گردگيري و ... خوب باشد.

قانون دوم: بايد زني داشته باشيد كه موجبات سرگرمي و خنده و شادي

شما را فراهم نمايد.

قانون سوم: بايد زني داشته باشيد مورد اعتماد و اطمينان و راستگو ...

قانون چهارم: بايد زني داشته باشيد كه از بودن با او لذت ببريد و باعث

آرامش خاطر شما باشد 

قانون پنجم: خيلي خيلي اهميت دارد كه اين چهار زن از وجود يكديگر بي

خبر باشند !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:10  توسط ویدا | 

چرخه زندگی آقایون(البته از دید خودشون)

 - شش سال اوّل زندگی:

• گریه نکن

• شیطونی نکن

• دست تو دماغت نکن

• تو شلوارت پی‌پی نکن

• مامانت رو اذیّت نکن

• روی دیوار نقاشی نکن

• انگشتت رو تو پریز برق نکن

• دمپایی بابا رو پات نکن

• به خورشید نگاه نکن

• شبها تو جات جیش نکن

• تو کمد مامان فضولی نکن

• با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن

• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن

• زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن

• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

 

2- دوره دبستان:

• موقع رفتن به مدرسه دیر نکن

• پات رو تو جامیزی نکن

• ورقهای دفترت رو پاره نکن

• مدادت رو تو دهنت نکن

• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن

• تخته پاک‌کن رو خیس نکن

• حیاط مدرسه رو کثیف نکن

• با دخترهای شمسی خانوم آمپول بازی نکن

• دست تو کیف بغل دستیت نکن

• تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن

• گچ رو پرت نکن

• تو راهرو سرو صدا نکن

• تو کلاس پچ‌پچ نکن

• ATARIبازی نکن



3- دوره راهنمایی:

• ترقّه بازی نکن

• SEGAبازی نکن

• جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن

• موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن

• تو کوچه فوتبال بازی نکن

• دست تو جیبت نکن

• با مامانت کل‌کل نکن

• تو کلاس صحبت نکن

• بعد از ظهر سروصدا نکن

• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن

• اتاقت رو شلوغ نکن

• روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن

• عکس لختی تماشا نکن

• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن

• جرّ و بحث نکن

4- دوره دبیرستان:

• با کامپیوتر بازی نکن

• تو حموم معطّل نکن

• تقلّب نکن

• با دوستات موتورسواری نکن

• عصرها دیر نکن

• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن

• با بابات دعوا نکن

• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن

• تو خیابون دنبال دخترها نکن

• مردم‌آزاری نکن

• نصف شب سرو صدا نکن

• فیلم سوپر نگاه نکن

• وقتت رو با مجله تلف نکن

• چشم‌چرونی نکن



5- دوره دانشگاه:

• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن

• ?? ساعته چت نکن

• سر کلاس درس غیبت نکن

• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن

• خیابون‌ها رو متر نکن

• تو سیاست دخالت نکن

• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن

• شب برای شام دیر نکن

• با مأمور پلیس کل‌کل نکن

• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن

• موبایلت رو Reject نکن

• حذف پزشکی نکن

• آستین کوتاه تنت نکن

• همه رو دودره نکن



6- دوره سربازی:

• موهات رو بلند نکن

• روت رو زیاد نکن

• از اوامر سرپیچی نکن

• فرار نکن

• با اسلحه شوخی نکن

• غیبت نکن

• به آینده فکر نکن

• درگیری ایجاد نکن

• به فرمانده بی‌احترامی نکن

• غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن

• با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن

• اعتراض نکن

• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن

• از تلف شدن وقتت ناله نکن

• از آشپزخونه دزدی نکن

7- دوره شوهر بودن:

• با زنت شوخی نکن

• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن

• به زنت خیانت نکن

• با دوستانت الواتی نکن

• تو ؟?Orkut خودت رو Singleمعرفی نکن

• به زنهای دیگه نگاه نکن

• موبایلت رو قایم نکن

• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن

• پولت رو خرج دوستات نکن

• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن

• غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن

• ریسک نکن

• بدون اجازه زنت هیچ کاری نکن

8- دوره پدر بودن:

• بچّه رو تنبیه نکن

• به بچّه بی‌توجّهی نکن

• بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن

• به بچّه توهین نکن

• بچّه رو از بازی منع نکن

• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّه دختر شمسی خانوم تشویق نکن

• با بچّه کل‌کل نکن

• بچّه رو محدود نکن

• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن

• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن

• بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن

• آزادی بچّه رو محدود نکن

• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن

• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن



9- دوره پیری:

• برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن

• نوه‌هات رو لوس نکن

• با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن

• به خاطراتت فکر نکن

• پولت رو خرج نکن

• هوس جوونی نکن

• غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن

• با زنت بی‌وفایی نکن

• از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضایتی نکن

• لباس شاد تنت نکن

• به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن

• تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن

• از گذشته ناله نکن

• به هر کی رسیدی، نصیحت نکن

• به آینده فکر نکن

10- دوره پس از مرگ !

• حالا دیگه دوره نکن تموم شد! حالا هر غلطی دلت می‌خواد بکن....

• ......بکن

• ....... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ...... بکن

• ...... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... فقط خواهشا'' با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن !!!

 

عجب حکایتی داره این نکن نکنای آقا نکـــــــــــــــــــــــــــــــــن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:9  توسط ویدا | 

"دانشجو در کشورهای مختلف دنیا"

" ژاپن": به شدت مطالعه می‌کند و برای تفریح روبات می‌سازد!

 مصر: درس می‌خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی‌مبارک، در و پنجره دانشگاهش را

می‌شکند!

هند: پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر خوشگلی می‌شود و همزمان برادر

دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می‌کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشن پیش

می‌آید و سرانجام آن دو با هم عروسی می‌کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام

می‌شود!

 عراق: مدام به تیرها و خمپاره‌های تروریست‌ها جاخالی می‌دهد و در صورت زنده

ماندن درس می‌خواند!

چین: درس می‌خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می‌سازد و با

یک دهم قیمت جنس اصلی می‌فروشد!

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است، او دوره کامل آموزشهای

رزمی‌ و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاددان به دنیا می‌آید!

 

گینه: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه

بر و بچس هم قبیله‌ای درس بخواند!

 

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور

باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری آمریکا، دعا

کند!

پاکستان: او بشدت درس می‌خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا

گروه طالبان در بیاید!

 

اوگاندا: درس می‌خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس، چند نفر از قبیله توتسی را

می‌کشد!

 

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره

کواترناری! منقرض می‌شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می‌خوانند!

 

و حالا ایران: عاشق تخم‌مرغ است! سرکلاس دروس عمومی، ‌چرت می‌زند و سر کلاس

دروس اختصاصی، جزوه می‌نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی‌ها را دوست دارد. معمولا لیگ

تمام کشورهای بالا را دنبال می‌کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم

ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می‌خورد و هر روز به

غذای دانشگاه بد و بیراه می‌گوید! او سه سوته عاشق می‌شود! اگر با اولی ازدواج

کرد که کرد، والا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می‌شود! جزء قشر

فرهیخته جامعه محسوب می‌شود.وهنوز دلیل این موضوع مشخص نشده، که چرا

صاحبخانه‌ها جان به عزرائیل می‌دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی‌دهند! او چت

می‌کند! خیابان متر می‌کند و در یک کلام عشق و حال می‌کند!

نسل دانشجوی ایرانی درسخوان، در خطر انقراض است.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:6  توسط ویدا | 

برخي کلماتي که از زنها ميشنويد

"خبٌ": اين کلمه‏اي است که زنان براي پايان دادن به مکالمه‏هايي استفاده
مي‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما بايد خفه‏ بشويد.

 

"پنج دقیقه": اگر مشغول لباس‏پوشيدن است يعني حداقل نيم ساعت.

هرچند پنج دقيقه

دقيقاً معادل پنج دقيقه است اگر به شما پنج دقيقه بيش‏تر زمان جهت

تماشاي فوتبال داده شده باشد.

"هيچٌي": اين آرامش قبل از توفان است. معني و مفهوم آن اين است که

بايد به شدت گوش‏به‏زنگ باشيد. بحث‏هايي که با هيچي شروع مي‏شوند،

غالباً با"خبٌ" تمام مي‏شوند.

"بفرماييد": اين کلمه اصلاً ربطي به اجازه دادن انجام کاري ندارد. "اگه

جراٌت داري" در آن مستتر است.

"آه بلند": اين در حقيقت يک کلمه محسوب مي‏شود که معمولاً درست

فهميده نمي‏شود.

آه بلند يعني او فکر مي‏کند شما يک احمق به‏دردنخور هستيد و او نمي‏داند

چرا دارد وقت‏ش را با ماندن و بحث با شما سر "هيچٌي" تلف مي‏کند.

"اشکال…نداره": اين يکي از خطرناک‏ترين جملات‏ي است که زن شما

ممکن است به شما بگويد. اشکال نداره يعني اون به زمان طولاني‏تري

احتياج دارد که تصميم بگيرد شما چگونه بايد تاوان اين اشتباه‏تان را پس بدهيد

 

"ممنون": از شما تشکر مي‏کند. فقط بگوييد خواهش مي‏کنم. هيچ حرف

اضافه‏اي نزنيد.

"خيلي ...ممنون" مي‏تواند نشان دهنده يک خطر بالقوٌه باشد.

 

"اصلاً هرچي": اين ترکيب براي گفتن "دهن‏ت سرويس‏ه" يا

*مرده‏شورت رو ببرن"

استفاده مي‏شود.

"نگران‏ش نباش عزيزم…خودم انجام مي‏دم": يک جمله بسيار خطرناک

ديگر. به,معني آن‏که اين کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا

تصميم گرفته خودش

دست به کار شود. اين حالت معمولاً منجر به حالتی خواهد شد که شما

بپرسيد چي شده؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:6  توسط ویدا | 

·        حكايت دختر و پسر تو نظر مردم ايروني

وقتی یه مرد معتاد میشه : اگه زنش زن بود و به فکر

زندگیش بود این بیچاره به این روز نمی افتاد، بدبختي

اينا رو به اين روز مي كشه ديگه!!

وقتی یه زن معتاد میشه: ای وای!!! خاك بر سرش !

بیچاره شوهرش دلش به چی خوشه !

چه جوری اینو تحمل میکنه؟؟

 

وقتی یه دختر یه کم به خودش میرسه : اوه! اوه ! ننه

بابا داشت جمش مي كردن!!

اينا همش واسه جلب توجه ديگه!!! اينا دنيا و آخرت

ندارن كه!!!

وقتی یه پسر تیپ میزنه: چه پسر خوش پوشيه... هزار

ماشاا... چه تيپي داره...

ميميرن واسش دخترا

 

وقتی یه دختر از دار دنيا یه دونه دوست پسر  داره : چي

بگم والا!!! حجب و حيا

ديگه جا نداره تو اين مملكت!! ديديش ... بزا دهنم بسته

باشه...

وقتی یه پسر 10 تا دوست دختر داره : بزنم به تخته

اینقدر خاطر خواه داره، خدا

وكيلي بهترين دخترا ميرن طرفش... ولش نمي كنن كه...

 

وقتی یه آقای محترم!!! خیابون رو با پیست اتومبیلرانی

اشتباه می گیره : لامذهب

عجب دست فرموني داره...

وقتی یه خانم مثلاً يادش بره راهنما بزنه: ترمز

وسطيه.... بابا برو آشپزخونه

قرمه سبزيتو بپز!!! والااااااا

وقتی بچه خوب تربیت شده باشه: میبینی؟ بچه ام مثل

باباشه، اصلا موفقیت تو خونواده ما ارثیه

وقتی بچه تو یه درس نمره اش بشه 75/19: بله دیگه!

خانم يا پي قر و فرشه يا با اين دوست موستاش در حال

فك زدن و ولگرديه وقتی تو یه جمع ، آقا پسری سر و

زبون دار داره مجلس رو گرم می کنه: هزار

ماشالا!!!!!!! روابط عموميش بيسته؟؟؟!!!

شرایط بالا برای یه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده سبك!!!

خانم باش نظر مادر شوهر در اول زندگی: میبینی

شانس ما رو ؟ دختره فقط 20 میلیون جهیزیه

آورده ، نمي دونم اين پسره شيفته چي اين عفريته

شد!!!

 

باز هم همون مادر شوهر: ديگه چي مي خواد؟ گل

پسرم یه خونه 40 متری تو نقطه صفر

مرزی داره، از خداشم باشه ..

موافقی یا نه؟؟؟اینجوریاس دیگه.....!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:5  توسط ویدا | 


نادر ابراهیمی (۱۴ فروردین ۱۳۱۵ - تهران ) ، داستان‌نویس معاصر ایرانی است او علاوه بر

نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز

فعالیت کرده‌است.

 

همسفر! در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم


و چون باد می‌گذرد


بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند


خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا


مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم


و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد


مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم


یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ ر

ا
و یك شیوه نگاه كردن را


مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.


هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.


و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است

عزیز من! دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست

كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب


سفالی را دوست داشته باشند.

 
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی
است.


عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای
تبدیل شدن به دیگری نیست .


من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود
شدن یكی در دیگری.

عزیز من! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .


بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.


بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم..


بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .


بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم


،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.


بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .


اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .


سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.


بیا بحث كنیم.


بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.


بیا كلنجار برویم .


اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.


بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا


آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و
افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.


من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و
عقاید هم را نپذیریم.


بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

 


عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:4  توسط ویدا | 

در گذشت مرد شماره یک اپل،یکی از بزرگترین مبتکران تاریخ آمریکا را به همه دوستاران استیو جابز و علاقه مندان به محصولات اپل تسلیت میگویم.


بدون شک خلاقیت استیو جابز و تصمیم های صحیح او مهمترین عوامل موفقیت اپل می باشند. استیو جابز، اپل را از یک شرکت معمولی به یکه تاز فناوری، بزرگترین تولید کننده تبلت، تلفن هوشمند و پخش کننده موسیقی تبدیل کرد. متاسفانه استیو جابز به دلیل مشکلات جسمی و بیماری شدید مجبور به ترک اپل شد و جای خود را به Tim Cook داد.

و بالاخره وی در سن 56 سالگی، بعد از مبارزه‌ای طولانی با سرطان،درگذشت....

روحش شاد...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 12:56  توسط ویدا | 

روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و

عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 12:55  توسط ویدا | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 21:44  توسط ویدا | 

این مطلبو از سایت moviedlsub گرفتم...جالب بود

سه تا زن انگليسي ، فرانسوي و ايراني با هم قرار ميزارن كه اعتصاب كنن و ديگه

كاراي خونه رو نكنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از يك هفته نتيجه كارو بهم بگن.




زن فرانسوي گفت:


به شوهرم گفتم كه من ديگه خسته شدم بنابراين نه نظافت منزل، نه آشپزي، نه

اتو و نه ... خلاصه از اينجور كارا ديگه بريدم. خودت يه فكري بكن من كه ديگه نيستم

يعني بريدم!




روز بعد خبري نشد ، روز بعدش هم همينطور .


روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست كرده بود و اورد تو رختحواب

من هم هنوز خواب بودم ، وقتي بيدار شدم رفته بود .



زن انگليسي گفت:


من هم مثل فرانسوي همونا را گفتم و رفتم كنار.


روز اول و دوم خبري نشد ولي روز سوم ديدم شوهرم


ليست خريد و كاملا تهيه كرده بود ، خونه رو تميز كرد و گفت كاري نداري عزيزم منو

بوسيد و رفت.



زن ايراني گفت :


من هم عين شما همونا رو به شوهرم گفتم


اما روز اول چيزي نديدم


روز دوم هم چيزي نديدم


روز سوم هم چيزي نديدم


شكر خدا روز چهارم يه كمي تونستم با چشم چپم ببينم.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 20:56  توسط ویدا | 

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.

کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم

اگر توانستی دم یکی از این گاوهای نر را بگیری من دخترم را به تو خواهم

داد.

مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود

بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به

زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد.

جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.

دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با

سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش

کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.

سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و

کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود. پس لبخندی زد و در

موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد...
 

اما.........گاو دم نداشت!!!!

 

زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن

بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی

کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

 


 در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای

این كه عكس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی كرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می

گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردند كه این چه شهری است كه نظم ندارد.

حاكم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ...

با وجود این هیچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.

نزدیك غروب، یك روستایی كه پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیك سنگ

شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده

برداشت و آن را كناری قرار داد.

ناگهان كیسه ای را دید كه زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، كیسه را باز كرد و

داخل آن سكه های طلا و یك یادداشت پیدا كرد.

پادشاه در ان یادداشت نوشته بود :

"هر سد و مانعی می تواند شانسی برای تغییر زندگی انسان باشد."

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 22:10  توسط ویدا | 

میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند: میمون هایی که از مار نمی

ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند. در همین حین صداهای بلند و وحشتناکی

هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار میمون هایی که از مار ها نمی ترسیدند

«یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه عجیب تر این آزمایش این بود که حتی میمون

های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با دیدن ترس سایر میمون ها آنها هم از مار ها ترسیدند.

نتیجه: ما از بعضی از چیزها می ترسیم چون آنها را با چیز های دیگری در ذهن

مان به یکدیگر مرتبط می کنیم. مثلآ یک کودک بعد از شنیدن صدای ترسناک محکم

بسته شدن درب در تاریکی از تاریکی خواهد ترسید.


قورباغه هایی که زنده زنده آب پز شدند: چند قورباغه را در ظرفی پر از آب

جوش انداختند، آنها خیلی سریع از آب جوش به بیرون پریدند و خودشان را نجات

دادند. وقتی همین قورباغه ها را در ظرف آب سرد قرار دادند و آرام آرام آب را به

جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند چون نتوانستند عکس العملی

به همان سرعت نشان دهند.

نتیجه: ما می توانیم تغییرات ناگهانی را بفهمیم و متقابلآ عکس العمل نشان

دهیم اما وقتی این تغییرات در دراز مدت انجام می شوند وقتی متوجه می شویم

که دیگر خیلی دیر است. یادمان باشد، نه عادت های بد یک شبه وجود کسی را

فرا می گیرد و نه کسی یک شبه فرد دیگری می شود، همه چیز پله پله انجام می

شود. مهم این است که گرم شدن آب را احساس کنید.


موش های شناگری که غرق شدند: این بار تعدادی موش های صحرایی که

بعضی آنها می توانند 80 ساعت مداوم شنا کنند آماده شدند. محققان قبل از

اینکه آنها را در آب بیاندازند با کلک این باور غلط را در موش ها به وجود آوردند که

آنها گیر افتاده اند. خیلی از موش ها تنها پس از چند دقیقه بعد از شنا کردن غرق

شدند. نه چون نمی توانستند شنا کنند، بلکه چون فکر می کردند گیر کرده اند

ناامید شده و دست از شنا کردن برداشتند و غرق شدند.

نتیجه: وقتی همه چیز به آن طور که می خواهیم پیش می رود ما هم با حداکثر

توان مان تلاش می کنیم. اما بعد از اینکه سر و کله مشکلات بزرگ و کوچک پیدا

می شود ناامید شده و دست از تلاش کردن بر می داریم، با وجود اینکه توان انجام

آن را داریم.


سگ هایی که یاد گرفتند تلاش نکنند: تعدادی سگ در اتاقی قرار گرفتند که

زمین آن می توانست شوک الکتریکی خفیفی به سگ ها وارد کند. دکمه ای روی

دیوار اتاق بود که با فشرده شدن جریان را قطع می کرد. وقتی شوک وارد شد

سگ ها بالا و پایین پریدند تا بالاخره یکی از سگ ها دکمه را زد و جریان قطع شد.

سگ ها یاد گرفتند با زدن آن دکمه آن شوک ناخوشایند قطع می شود.

 

روی نصف گروه اول سگ ها همین آزمایش دوباره تکرار شد اما این بار دراتاق

دیگری که دکمه ای الکی داشت و با زدن آن هیچ اتفاقی نمی افتاد و جریان

همچنان ادامه داشت. بعد از این مراحل سگ هایی که در اتاق دوم بودند به اتاق

اول (با کلید سالم) بازگردانده شدند و آزمایش تکرار شد. این بار هیچ کدام شان

حتی سعی نکردند که دکمه را فشار دهند.

نتیجه: هیچ کس با نامیدی به دنیا نمی آید، بلکه ما بعد از اینکه چند بار شکست

می خوریم «شکست خوردن» را یاد می گیریم و حتی به خودمان زحمت تلاش

کردن نمی دهیم. اگر به مشکلی برخورده اید، مهم نیست دفعه چندم است که

زمین خورده اید، باز هم بلند شوید و برای حل آن تلاش کنید. ممکن است کلید

سالم باشد، فقط فشارش دهید!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 22:0  توسط ویدا | 

دلیل اینکه نمی خندید، آن نیست که پیر شده اید، شما پیر می شوید، چون نمی خندید!  "لوئیز هی"

 

به هر کجا که پای می گذاری  عشق را بگستران /اول از همه در خانه خویش

عشق را به فرزندانت به همسرت و به همسایه ات نثار کن!

اجازه نده کسی پیش تو بیاید و بهتر و شاد تر ترکت نکند.

مظهر مهر خداوندی باش

مهر در چهره خود

مهر در چشمان خود

مهر در تبسم خود

مهر در برخورد گرم خود " مادر ترزا"

 

عشق را از زمین بگیرید!

چه می ماند؟به جز یک گور بزرگ برای دفن کردن همه ما!!! 

 "رابرت برانینگ"

 

هر گاه قلبتان برای دیگران می تپد، فرشتگان برایتان دست تکان می دهند!  

    "هلن کلر"

 

کشفی شگرف!

اما، آخرین کشف دانشمندان این است که روح و مغز آدمی را  حباب های زوج

زوجی فرض کرده اند که در آن حباب ها هر یک از صفات آدمی در کنار هم قرار

 دارند، مانند: "کینه، گذشت"،"خشم، آرامش"، عشق، نفرت"، مهربانی، دشمنی"،

غم، شادی" و مشابه آن...

در این جایگاه هر یک از صفات آدمی رشد بیشتری داشته باشد، باعث می گردد که

 حباب مقابل ان کمتر رشد نماید،مثلا اگر در وجود انسانی "شادی و شعف" رو به

 رشد گذارد ، قهراٌ حباب "غم" روز به روز کوچکتر می گردد!

 

برگرفته از کتاب "لطفاٌ گوسفند نباشید" به اهتمام : محمود نامنی.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 11:13  توسط ویدا | 

جبران خلیل جبران: تنفر جنازه ایست.کدام یک از شما مایل است قبری باشد!

 

دکتر شریعتی:آنجا که عشق فرمان میدهد، محال سر تسلیم فرود می اورد.

 

امام علی (علیه السلام):اگر دو نفر در این جهان در کنار هم نشستند و با هم از عشقی پاک و

 آسمانی-بدون آلودگی و غرض های نفسانی- سخن گویند، من نفر سوم خواهم بود!

 

مرز میان عشق حقیقی و مجازی کجاست؟

به تعبیر دکتر شریعتی: عشق حقیقی ، عشقی است فراتر از انسان و فروتر از خدا!

 

محمود نامنی می گوید: اگر کسی را که دوست  دارید دست بر شانه اش بگذارید، اگر روح

شما ، عطر و بوی نیمه گمشده تان را گرفت، آن عشق حقیقی و اگر جسم شما احساس حضور

 کرد، آن عشق مجازی و دروغی است!

مولانا:

عشق ها گر کز پی رنگی بود     عشق نبود عاقبت ننگی بود

 

شاعری دیگر سروده:

 گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست     تا ریشه در آب است، امید ثمری هست

آن دل که پریشان شو از ناله بلبل          در دامنش آویز که با وی خبری است

 

 و بیاموزیم...

نجابت را از گل سرخ، لطافت را از بهار

عطش را از تابستان، تنهاییی را از پاییز

پاکیزگی را از زمستان، عشق را از اغماض

ایثار را از عشق ، و دوست داشت را از مادر...!

قضاوت با شما...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 11:3  توسط ویدا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر جون
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام.ممنون که اومدین.خوشحال میشم که خنده رو لب کسی بیارم...ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم.تقریا‘ سالی یه بار...ولی نظراتتون خیلی خوشحالم میکنه.
دوستتون دارم...ویدا

نوشته های پیشین
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
شهریور 1390
دی 1389
مهر 1389
شهریور 1389
خرداد 1389
فروردین 1389
مرداد 1387
بهمن 1385
پیوندها
سها
دختر آریایی
دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
مجله انگلیسی اپیدمیولوژی و بهداشت حرفه ای
5+1
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM